[[{"content_id":214061,"content_number":0,"portal_id":251,"lang_id":"fa","content_title":"یلدا؛ دست های خالی پدر\r\nیلدا ؛نام تمام فقیران شهر","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"یلدا یعنی زخم های تن زن و فرزندی که قربانی اعتیادهای مُدرن مرد خانواده شده اند، یلدا یعنی تن سوخته دختران شین آباد، یلدا یعنی \"ای الهه ی ناز با دل من بساز...\" مرد نابینا و خوش صدایی که زمستان و تابستان در کوچه های شهر با آکاردئونش می خواند و پول در می آورد.\r\n\r\n","content_summary_fill":1,"content_body":"&zwj; به گزارش مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان،احسان مرادی در یادداشتی بیان کرد:\r\n\r\nفقر را در خواب دیدم دوش من\/گشتم از خوبی او بی&zwnj;هوش من\r\n\r\nاز جمال و از کمال لطف فقر\/تا سحرگه بوده&zwnj;ام مدهوش من\r\n\r\n(یلدا دست های خالی پدر،\r\nیلدا؛نام تمام فقیران شهر است.)\r\n\r\n\r\nفراموش نکنیم همین شبی که&nbsp; برای&nbsp; خیلی از ماها لذت دارد و تقریباً یکی از شب های شاد محسوب میشود، برای&nbsp; خیلی ها هیچ تفاوتی با شبهای دیگر که ندارد هیچ، تازه ممکن هست برایشان&nbsp; بدتر و تلخ تر از شب های دیگر هم باشد!!!\r\nشبی که ما فقط می خوریم و می ریزیم و می پاشیم و از هر دری میگیم و می خندیم، خیلی ها غصه های فراوان تری در&nbsp; دلاشون انبار شده!\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nقصه از هزاران سال پیش شروع می شود که نسل های پیشین ما شبِ یلدا را جشن می گرفتند و در آخرین روز از فصل پاییز بر دور یک کُرسی می نشستند تا آیین مهر ورزیدن را پاس دارند و سهم آن ها از بلندترین شب سال حکایت از قهرمانی ها و ایثار در شاهنامه، افسانه جنگِ اهریمن و نور، فال حافظ و سرور بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nامروز آخرین و بلندترین شبِ پاییز را گِرد هم می آییم تا یلدای روزگارمان را از کینه، نفرت و سیاهی شب به عشق و محبت پیوند زنیم؛ اما مردمان کوچه های فقر در جایی همین حوالی، هر شبشان یلدایی است و بلندای شبِ یلدا در تک تک لحظه های آن ها جاری است.\r\nقصه از شب های یلدای قدیم است که خانه ها افقی تر بود نه امروزی تر و عمودی، از خانه هایی که محبت و عشق کالای رایج اش بود نه طلاق، فقر و نداری.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیلدا همیشه گیسوی بلند و چشمان چون شبق یار نیست!&nbsp;\r\nیلدا... چشمان یلدایی زنی است که در سرمای استخوان شکن زمستان نان آور یک خانه است؛ یلدا بخت سیاه مردی است که در دام اعتیاد اسیر شده است؛ یلدا چشمانِ پُر زِ اشک دانشجو خوابگاهی است که روزی یک وعده غذا می خورد تا بتواند دو ماه یک بار به دیدن خانواده اش برود، یلدا حکایت عده ای است که دست بر دهان دارند و چشمانشان به دنبال خرید پولدارهاست، یلدا فرصتی است برای به تصویر کشیدن هر آنچه روزگاری سرمشق خوبی هایمان بود و اکنون بر روی طاقچه عادت هایمان رنگ غبار و فرسودگی گرفته است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیعنی می شود در یلدای امسال، شادی به یغما رفته کودک فال فروش خیابان بازگردد؟ یلدای بی پولی و شرمساری پدری در مقابل چشمان یلدایی فرزندانش پایان یابد؟ یلدای امسال را از داستان رنج پیرمرد گل فروشی بگوییم که در برف و باران زمستان گل می فروشد، حکایت دستان پینه بسته زنی که از طلوع تا شام در کارگاهی کار می کند و سهم او از سیاهی یلدای شب هایش پماد رُزماری است یا بیماران صعب العلاجی که درمانِ بیماری و درد در زندگی شان آخرین مرحله است چرا که پولی برای درمان ندارند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیلدا یعنی مدیر باشی اما روزهایت رنگ مهر گیرد و شب هایت رنگ محبت تا از درد مردم بکاهی؛ تا دیگر خانواده ای به خاطر فقر نمیرد، از سرمای هوا یخ نبندند، به خاطر نداری! کودکانشان محروم از تحصیل و زنانشان مواد فروش نشوند...\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیلدا یعنی تمام دلبری های دخترک آدامس فروش برای فروش بیشتر، یلدا یعنی زخم های تن زن و فرزندی که قربانی اعتیادهای مُدرن مرد خانواده شده اند، یلدا یعنی تن سوخته دختران شین آباد، یلدا یعنی &quot;ای الهه ی ناز با دل من بساز...&quot; مرد نابینا و خوش صدایی که زمستان و تابستان در کوچه های شهر با آکاردئونش می خواند و پول در می آورد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nباور کنید یلدا قلب شکسته پیرزنی است که بر روی تختش در خانه سالمندان نشسته است، هر روز انتظار دیدار فرزندش را می کشد و آخر بدون دیدن او ...\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیلدا یعنی دختر بی بضاعتی که درست روبه رویت زندگی می کند و آرزوی یک عروسک دارد، یلدا یعنی کودکان سرطانی با آمپول های بزرگ و پناه بردن به جعبه مداد رنگی.\r\nیلدا یعنی قلب های سنگی، دست های به زنجیر کشیده و همین نگاه قندیل بسته این روزهایمان، همین فراموشی رفتگان و به دست فراموشی سپردن زندگان، یعنی مرگ تدریجی انسانیت...\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر این یلدا بیاد مریضها و مریض دارها هم باشیم\r\nیاد ایتام و نیازمندان\r\nیاد آن هایی که&nbsp; در چنین&nbsp; شبی(و حتی شبهای دیگه هم)رنگ هندوانه و انار و آجیل و شکلات و ... رو نمی بینند!\r\nیاد گرفتارها، یاد مقروضین و یاد تمام آن هایی که در&nbsp;ذهن شما هستند و بنده فراموش کردم دعا کنیم.\r\n\r\nبیاید دعا کنیم برای حل گرفتاری ها و مصائب\r\nدعا کنیم برای شفا مریض ها&nbsp;\r\nدعا کنیم برای&nbsp;سلامتی جسم، شادی دل و خنده واقعی خودمان و عزیزانمان\r\nو برای&nbsp;همه کسانی&nbsp;&nbsp;که جایی توی دلمان دارند و حقی بر گردنمان.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیلدای امسال را تا سپیده دم بیدار بمانید، با چشمانی پر امید به چشمان سیاه شب بنگرید و با خود عهد ببندید؛ یلدا زیباترین شب سال است اگر تنها کمی مهربان تر باشیم.\r\n\r\n&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;\r\n","content_html":"<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">&zwj; به گزارش مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان،احسان مرادی در یادداشتی بیان کرد:<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">فقر را در خواب دیدم دوش من\/گشتم از خوبی او بی&zwnj;هوش من<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">از جمال و از کمال لطف فقر\/تا سحرگه بوده&zwnj;ام مدهوش من<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">(یلدا دست های خالی پدر،<br \/>\r\nیلدا؛نام تمام فقیران شهر است.)<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p><br \/>\r\n<span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">فراموش نکنیم همین شبی که&nbsp; برای&nbsp; خیلی از ماها لذت دارد و تقریباً یکی از شب های شاد محسوب میشود، برای&nbsp; خیلی ها هیچ تفاوتی با شبهای دیگر که ندارد هیچ، تازه ممکن هست برایشان&nbsp; بدتر و تلخ تر از شب های دیگر هم باشد!!!<br \/>\r\nشبی که ما فقط می خوریم و می ریزیم و می پاشیم و از هر دری میگیم و می خندیم، خیلی ها غصه های فراوان تری در&nbsp; دلاشون انبار شده!<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">قصه از هزاران سال پیش شروع می شود که نسل های پیشین ما شبِ یلدا را جشن می گرفتند و در آخرین روز از فصل پاییز بر دور یک کُرسی می نشستند تا آیین مهر ورزیدن را پاس دارند و سهم آن ها از بلندترین شب سال حکایت از قهرمانی ها و ایثار در شاهنامه، افسانه جنگِ اهریمن و نور، فال حافظ و سرور بود.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">امروز آخرین و بلندترین شبِ پاییز را گِرد هم می آییم تا یلدای روزگارمان را از کینه، نفرت و سیاهی شب به عشق و محبت پیوند زنیم؛ اما مردمان کوچه های فقر در جایی همین حوالی، هر شبشان یلدایی است و بلندای شبِ یلدا در تک تک لحظه های آن ها جاری است.<br \/>\r\nقصه از شب های یلدای قدیم است که خانه ها افقی تر بود نه امروزی تر و عمودی، از خانه هایی که محبت و عشق کالای رایج اش بود نه طلاق، فقر و نداری.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یلدا همیشه گیسوی بلند و چشمان چون شبق یار نیست!&nbsp;<br \/>\r\nیلدا... چشمان یلدایی زنی است که در سرمای استخوان شکن زمستان نان آور یک خانه است؛ یلدا بخت سیاه مردی است که در دام اعتیاد اسیر شده است؛ یلدا چشمانِ پُر زِ اشک دانشجو خوابگاهی است که روزی یک وعده غذا می خورد تا بتواند دو ماه یک بار به دیدن خانواده اش برود، یلدا حکایت عده ای است که دست بر دهان دارند و چشمانشان به دنبال خرید پولدارهاست، یلدا فرصتی است برای به تصویر کشیدن هر آنچه روزگاری سرمشق خوبی هایمان بود و اکنون بر روی طاقچه عادت هایمان رنگ غبار و فرسودگی گرفته است.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یعنی می شود در یلدای امسال، شادی به یغما رفته کودک فال فروش خیابان بازگردد؟ یلدای بی پولی و شرمساری پدری در مقابل چشمان یلدایی فرزندانش پایان یابد؟ یلدای امسال را از داستان رنج پیرمرد گل فروشی بگوییم که در برف و باران زمستان گل می فروشد، حکایت دستان پینه بسته زنی که از طلوع تا شام در کارگاهی کار می کند و سهم او از سیاهی یلدای شب هایش پماد رُزماری است یا بیماران صعب العلاجی که درمانِ بیماری و درد در زندگی شان آخرین مرحله است چرا که پولی برای درمان ندارند.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یلدا یعنی مدیر باشی اما روزهایت رنگ مهر گیرد و شب هایت رنگ محبت تا از درد مردم بکاهی؛ تا دیگر خانواده ای به خاطر فقر نمیرد، از سرمای هوا یخ نبندند، به خاطر نداری! کودکانشان محروم از تحصیل و زنانشان مواد فروش نشوند...<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یلدا یعنی تمام دلبری های دخترک آدامس فروش برای فروش بیشتر، یلدا یعنی زخم های تن زن و فرزندی که قربانی اعتیادهای مُدرن مرد خانواده شده اند، یلدا یعنی تن سوخته دختران شین آباد، یلدا یعنی &quot;ای الهه ی ناز با دل من بساز...&quot; مرد نابینا و خوش صدایی که زمستان و تابستان در کوچه های شهر با آکاردئونش می خواند و پول در می آورد.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">باور کنید یلدا قلب شکسته پیرزنی است که بر روی تختش در خانه سالمندان نشسته است، هر روز انتظار دیدار فرزندش را می کشد و آخر بدون دیدن او ...<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یلدا یعنی دختر بی بضاعتی که درست روبه رویت زندگی می کند و آرزوی یک عروسک دارد، یلدا یعنی کودکان سرطانی با آمپول های بزرگ و پناه بردن به جعبه مداد رنگی.<br \/>\r\nیلدا یعنی قلب های سنگی، دست های به زنجیر کشیده و همین نگاه قندیل بسته این روزهایمان، همین فراموشی رفتگان و به دست فراموشی سپردن زندگان، یعنی مرگ تدریجی انسانیت...<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">در این یلدا بیاد مریضها و مریض دارها هم باشیم<br \/>\r\nیاد ایتام و نیازمندان<br \/>\r\nیاد آن هایی که&nbsp; در چنین&nbsp; شبی(و حتی شبهای دیگه هم)رنگ هندوانه و انار و آجیل و شکلات و ... رو نمی بینند!<br \/>\r\nیاد گرفتارها، یاد مقروضین و یاد تمام آن هایی که در&nbsp;ذهن شما هستند و بنده فراموش کردم دعا کنیم.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">بیاید دعا کنیم برای حل گرفتاری ها و مصائب<br \/>\r\nدعا کنیم برای شفا مریض ها&nbsp;<br \/>\r\nدعا کنیم برای&nbsp;سلامتی جسم، شادی دل و خنده واقعی خودمان و عزیزانمان<br \/>\r\nو برای&nbsp;همه کسانی&nbsp;&nbsp;که جایی توی دلمان دارند و حقی بر گردنمان.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یلدای امسال را تا سپیده دم بیدار بمانید، با چشمانی پر امید به چشمان سیاه شب بنگرید و با خود عهد ببندید؛ یلدا زیباترین شب سال است اگر تنها کمی مهربان تر باشیم.<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;<\/span><\/span><\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2021-12-22 06:47:34","content_date_event":"2021-12-22 06:47:34","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2021-12-22 06:57:49","content_date_register":"2021-12-22 06:57:49","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":54089,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":80637,"eid":0,"attach_title":"IMG_20211221_224911_818","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/251\/attach\/202112\/640810_2331014134_150_78.webp","300":".\/cache\/251\/attach\/202112\/640810_2331014134_300_156.webp","400":".\/cache\/251\/attach\/202112\/640810_2331014134_400_208.webp","600":".\/cache\/251\/attach\/202112\/640810_2331014134_600_313.webp","900":".\/cache\/251\/attach\/202112\/640810_2331014134_900_469.webp","1200":".\/cache\/251\/attach\/202112\/640810_2331014134_1000_521.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2331014134,"files":{"original":{"url":".\/file\/251\/attach\/202112\/640810_2331014134.jpg","width":1000,"height":521,"size":0}}}]}]]