[[{"content_id":268432,"content_number":0,"portal_id":251,"lang_id":"fa","content_title":"روایت \r\n\r\n گفتگو با چاشنی انتخابات","content_rtitr":"","content_short_title":"روایت","content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"به گزارش پایگاه خبری و تشکیلاتی بعثنا، نبات بابایی، خبرنگار بعثنا روایت می کند:\r\n\r\nدر پیچ و تاب شب&zwnj;های امتحان و درس&zwnj;های دو واحدی بودیم که خبر آمد که رای ما کافی نبود و انتخابات به دور دوم کشیده شد، همین خبر کافی بود که برویم مطالعه کنیم و ببینیم کجای راه را اشتباه رفتیم که مشارکت حداکثری نبود و نیاز به تلاش بیشتر داشت و نتیجه&zwnj;ی همه&zwnj;ی مشورت&zwnj;ها و جست&zwnj;و&zwnj;جوهای&zwnj;مان این بود که با دانشجومعلمانی از جنس خودمان، بزنیم به دل شهر، درست در نقطه&zwnj;ی شلوغ و پر سر و صدا، جایی که از حال و هوای انتخابات فقط چند پوستر باقی مانده بود. خلاصه میکروفن و میز و صندلی&zwnj;ها را تنظیم و آماده&zwnj;ی گفت&zwnj;وگو شدیم، با پخش موسیقی کمی توجه&zwnj;ها جلب شد و وقتی میکروفن به دست، با دوستان&zwnj;مان به بحث پرداختیم اطراف&zwnj;مان شلوغ شد، مردم آماده&zwnj;ی گفتگو بودند و جای تبیین و روشنگری در میان&zwnj;شان خالی بود از پسر دهه هفتادیِ تحصیل کرده که دغدغه&zwnj;ی شغل داشت تا مادری که در خرید جهیزیه&zwnj;ی دخترش مشکل داشت، یکی مشکل اجتماعی را مطرح کرد و دیگری از مسائل اقتصادی می&zwnj;گفت و هر کدام ما بدون اینکه بخواهیم از درِ دفاع و جبهه&zwnj;گیری غیرمنطقی وارد شویم ابتدا گوش می&zwnj;دادیم و سپس نظر خود را بیان می&zwnj;کردیم و حتی گاهی مسائلی را می&zwnj;شنیدیم که مشکل ما هم بود اما هر بار این سوال را تکرار می&zwnj;کردیم که اگر رای ندهیم چه دردی را درمان می&zwnj;کند؟! چه بسا که تصمیم دیگران برای سرنوشت ما را نیز درگیر می&zwnj;کند و ممکن است پای انتخاب، تر و خشک با هم بسوزند. هنگامی که دم از مشارکت حداکثری زدیم پای شبهه&zwnj;های انتخاباتی به میان آمد، اما ما پا پس نکشیدیم و صحبت&zwnj;های&zwnj;مان را به ویژگی&zwnj;هایی که رهبری در سخنرانی&zwnj;شان بیان کرده بودند، گره زدیم.\r\n\r\nخلاصه که حدود دو ساعت در میان مردم بودیم و قشرهای مختلف را ملاقات کردیم و حتی گاهی صحبت&zwnj;ها که بالا می&zwnj;گرفت سعی می&zwnj;کردیم با پخش شیرینی و تنقلات فضا را آرام کنیم و حتی خودشان نیز متوجه می&zwnj;شدند و با ما همکاری می&zwnj;کردند و آخر گفتگوها پیشنهاد دعوت در مساجد را نیز دریافت می&zwnj;کردیم. این تمام کنشگری انتخاباتی ما نبود ولی شاید دینِ کوچکی بود که ادا شد\r\n","content_html":"<p align=\"right\"><span dir=\"RTL\">به گزارش پایگاه خبری و تشکیلاتی بعثنا، نبات بابایی، خبرنگار بعثنا روایت می کند:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p align=\"right\"><span dir=\"RTL\">در پیچ و تاب شب&zwnj;های امتحان و درس&zwnj;های دو واحدی بودیم که خبر آمد که رای ما کافی نبود و انتخابات به دور دوم کشیده شد، همین خبر کافی بود که برویم مطالعه کنیم و ببینیم کجای راه را اشتباه رفتیم که مشارکت حداکثری نبود و نیاز به تلاش بیشتر داشت و نتیجه&zwnj;ی همه&zwnj;ی مشورت&zwnj;ها و جست&zwnj;و&zwnj;جوهای&zwnj;مان این بود که با دانشجومعلمانی از جنس خودمان، بزنیم به دل شهر، درست در نقطه&zwnj;ی شلوغ و پر سر و صدا، جایی که از حال و هوای انتخابات فقط چند پوستر باقی مانده بود. خلاصه میکروفن و میز و صندلی&zwnj;ها را تنظیم و آماده&zwnj;ی گفت&zwnj;وگو شدیم، با پخش موسیقی کمی توجه&zwnj;ها جلب شد و وقتی میکروفن به دست، با دوستان&zwnj;مان به بحث پرداختیم اطراف&zwnj;مان شلوغ شد، مردم آماده&zwnj;ی گفتگو بودند و جای تبیین و روشنگری در میان&zwnj;شان خالی بود از پسر دهه هفتادیِ تحصیل کرده که دغدغه&zwnj;ی شغل داشت تا مادری که در خرید جهیزیه&zwnj;ی دخترش مشکل داشت، یکی مشکل اجتماعی را مطرح کرد و دیگری از مسائل اقتصادی می&zwnj;گفت و هر کدام ما بدون اینکه بخواهیم از درِ دفاع و جبهه&zwnj;گیری غیرمنطقی وارد شویم ابتدا گوش می&zwnj;دادیم و سپس نظر خود را بیان می&zwnj;کردیم و حتی گاهی مسائلی را می&zwnj;شنیدیم که مشکل ما هم بود اما هر بار این سوال را تکرار می&zwnj;کردیم که اگر رای ندهیم چه دردی را درمان می&zwnj;کند؟! چه بسا که تصمیم دیگران برای سرنوشت ما را نیز درگیر می&zwnj;کند و ممکن است پای انتخاب، تر و خشک با هم بسوزند. هنگامی که دم از مشارکت حداکثری زدیم پای شبهه&zwnj;های انتخاباتی به میان آمد، اما ما پا پس نکشیدیم و صحبت&zwnj;های&zwnj;مان را به ویژگی&zwnj;هایی که رهبری در سخنرانی&zwnj;شان بیان کرده بودند، گره زدیم<\/span>.<\/p>\r\n\r\n<p><span dir=\"RTL\">خلاصه که حدود دو ساعت در میان مردم بودیم و قشرهای مختلف را ملاقات کردیم و حتی گاهی صحبت&zwnj;ها که بالا می&zwnj;گرفت سعی می&zwnj;کردیم با پخش شیرینی و تنقلات فضا را آرام کنیم و حتی خودشان نیز متوجه می&zwnj;شدند و با ما همکاری می&zwnj;کردند و آخر گفتگوها پیشنهاد دعوت در مساجد را نیز دریافت می&zwnj;کردیم. این تمام کنشگری انتخاباتی ما نبود ولی شاید دینِ کوچکی بود که ادا شد<\/span><\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2024-07-02 21:24:08","content_date_event":"2024-07-02 21:24:08","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2024-07-26 01:27:15","content_date_register":"2024-07-02 21:47:05","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":80637,"eid":80637,"attach_title":" گفتگو با چاشنی انتخابات 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/251\/attach\/202407\/854186_3627807144_150_100.webp","300":".\/cache\/251\/attach\/202407\/854186_3627807144_300_200.webp","400":".\/cache\/251\/attach\/202407\/854186_3627807144_400_266.webp","600":".\/cache\/251\/attach\/202407\/854186_3627807144_600_399.webp","900":".\/cache\/251\/attach\/202407\/854186_3627807144_900_599.webp","1200":".\/cache\/251\/attach\/202407\/854186_3627807144_1200_799.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3627807144,"files":{"original":{"url":".\/file\/251\/attach\/202407\/854186_3627807144.jpg","width":1280,"height":852,"size":0}}}]}]]